شمس الدين محمد بن محمود آملي
551
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
شب احتياط بايد كرد تا زيانى نيفتد اما بيمار او شفا يابد و در هفتم فراش خالى يابد و شريك خلاف كند و در هشتم از همه چيزهاى مكروه خلاصى يابد و مالى از ميراث يا وصيت به دو رسد . و در نهم سفر بود با من و سلامت و برگشتن و در دهم مردى بزرك به دو پيوندد و در يازدهم خسارت بود و كدورت از دوستان و در دوازدهم رفتن چيزى از دست و كمى دوستان . و در سيزدهم زيانى بود از سفر و حكام و كارى صعب اما آخر به اصلاح در آيد و در چهاردهم اظهار عداوت باشد از دشمن و رنج و نااميدى از كارى و در 15 پسنديده باشد از براى عاقبت و دزديده و تلف شده و در 16 پسنديده نباشد . جماعت در اول سلامتى نفس بود اما با قبض و اندوه و در دوم روزى و كسب بسيار و در سوم بدى ميان او و ميان خويشان او با ديد آيد و گفتهاند دليل بود بر رسيدن خبر خير . و در چهارم رفتن مادر و پدر يا زيانى در ملك و ضياع او . و در پنجم كثرت فرزند و بسيارى سفر . و در ششم بيمارى اهل خانه ، و در هفتم دليل رفعت و شوكت و زن خواستن . و در هشتم دليل رسيدن بمراد و آميزش با دشمنان . و در نهم سفر كردن با جمعى اگر سئوال از سفر باشد نيك بود . و در دهم دليل بيمارى و مخاصمت با جماعتى . و در يازدهم زيادتى مال بود و بسيارى دوستان . و در دوازدهم كثرت دشمنان اما از ايشان زحمتى نرسد . و در سيزدهم فايده بود از سفر و رسيدن بمراد و كارى كه از قبل حاكم بود و در چهاردهم دليل لشگر و مخالطت با ياران و سفر دراز .